شرمنده که یه یه سالی نبودیم.![]()
حوادث اخیر
ما رو بر آن کرد که مطالبی رو توضیح بدیم شاید رفع سوء فهم بشه ان شاء الله
اصل اول:برای ادامه ی دین اسلام و شریعت و مذهب باید بتونیم اونو حفظ کنیم.
اصل دوم:تمامی احکام شرعی که برای حفظ و البته هدف حفظش که هدایته صادر میشه ۴ روش وجود داره.۱ قرآن ۲ سنت پیامبر اکرم ص و احادیث ایشان و اولاد معصوم ایشان ۳ اجماع بزرگان در یک امر شرعی ۴ لزوم عقلی برای یک امر شرعی
چرا باید از مجتهدی پیروی کنیم؟ایجاب عقلی که برای فهم موضوعی به عالم آن رجوع کنیم مثلاْ برای سوال پزشکی به یک مکانیک رجوع نمیشود!
علاوه بر آن وجود حدیث صحیحی از امام حسن عسکری ع:من الفقهاء صانئا لنفسه حافظا علی دینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه
از میان فقیهان(دین شناسان) کسی که نفسش را دائما صیانت کند و دینش را حافظ باشد مخالفت هوای نفسانی خود را بکند و مولای خود (امام زمان خود) اطاعت کند پس بر عوام (کسی که فقیه نیست) واجب است که از او اطاعت کند.
البته احادیث صحیح دیگری نیز از امام باقر ع و معصومین نقل شده است که به خاطر کوتاهی سخن رد میشوم.به کتاب الکافی باب حجت رجوع شود.
پس از دانستن اين مطلب بحث مجتهد و بزرگتر از آن مجتهد اعلم (مرجع ديني) و بزرگتر از آن ولي فقيه پيش مي آيد.
از ميان مجتهدين كسي كه بيشتر از ديگر مجتهدين عالم است يعني بهتر حكم خدا را ميتواند تشخيص دهد به عنوان مرجعي براي همه مردم مشخص ميشوند،البته نصب نميشوند بلكه از عرف و از افراد آگاه ميتوان فرد اعلم را پيدا كرد.احتمالا در يك زمان چندين فرد اعلم وجود داشته باشند يعني شايد دقيقا به اندازه ي مساوي نباشند ولي در عرف آن ها را اعلم يا احتمالا اعلم ميشناسند.در اين صورت مردم به هر كدام از آنها ميتوانند رجوع كنند.مانند همين عصر حاضر كه حوزه ي علميه كه منبع آگاه است تعدادي از مجتهدين عظام را به عنوان مرجع معرفي كرده اند.
عقل حكم ميكند كه بعد غيبت حضرت حجت 3 راه در پيش راه مسلمانان قرار دارد:1 يا دين اسلام تا ظهور حضرت حجت تعطيل و بدون جوابگويي به سوالات زمانه است كه مسلما عقل قبئل نميكند كه دين آخرين بدون پيشوا و سرپرست بماند. 2 يا دين اسلام تا ظهور امام معصوم به نيابت از امام معصوم در امور جزييه اعمال قدرت ميكند به وسيله ي مجتهدي با شرايطي كه اين احتمال نيز عقلا رد ميشود زيرا غير از امور جزييه مانند خمس و زكات و حدود و قصاص و ... امور بزرگتري كه مورد نياز مسلمانان و كلا جامعه ي اسلامي است وجود دارد و عقل اين را هم قبول نميكند كه اسلام در مورد تجاوز كفار به بلاد اسلامي و اصلاح جامعه و اموري از اين قبيل بي سرپرست باشد و چون مثلا امام عصر اجازه نداده مسلمانان هتك حرمت شوند و كسي مقابل آن نايستد.3 اينكه فردي در عصر غيبت بايد تمامي شوونات مربوط به جامعه ي اسلام و بزرگتر از آن خود اسلام را تحت اختيار خود داشته باشد.يعني اگردر جايي لازم است حكم تحريم تنباكو بدهد و يا در مقابل سلطان جائر ايستاده و قيام كند و يا با وضع قوانيني كه در كتب احاديث و ... نيامده(مقررات راهنمايي و رانندگي)،اسلام را از ننگ و نام وحشي گري و بي تمدني نجات بدهد.البته تقريبا عين اين استدلال را از آيت الله بهجت كه در درس خارج خود فرموده بودند ديده بودم.
دليل ديگري هم ميدانم و آن حديث شريف امام عصر عج كه معروف به توقيع آن حضرت ميباشد:و اما الحواث الواقعه فارجعوا فيها الا رواه احاديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم.كه شيخ اعظم از مطلقه بودن ولايت فقيه جامع الشرايط را از اين روايت ميدانستند.
البته بزرگاني هم بوده اند كه اين نظر را قبول نداشته اند و حتي شنيده ام كه حرام ميدانستند نيابت مطلقه امام عصر را.در مقابل از آنها بزرگتراني از نظر فقاهت وجود داشته اند كه معتقد به اين نظر بوده اند،مانند شيخ اعظم انصاري،ميرزاي بزرگ شيرازي،محقق كركي و ... (به كتاب نقدي برحكومت ولايي محمود كديور مراجعه بشود)
البته چون تقليد ابتدائا بر مجتهد ميت باطل است پس استدلال به نظر آنها نيز درست نيست.آنچه درست است نظر به آرائ مراجع عظام تقليد است،اگر كسي مقلد مجتهد اعلمي بود كه به مطلقه بودن ولايت فقيه جامع الشرايط قايل نيست چون مرجع تقليدش ادله ي شرعي خود را دارد و براي مقلدش حجت است پس او نيز ميتواند مطلقه بودن ولايت فقيه جامع الشرايط را قبول نكند.(قابل توجه افراد عوامي كه براي نفي ولايت مطلقه شخصاً به مجتهد ميت استدلال ميكنند.)البته اگر امروز چنين مرجع اعلمي را بيابد!و صد البته اگر يافت و در آن حال ولي فقيه حكم ولايي صادر نمود و مخالفت از حكم ولايي ولي فقيه موجب هرگونه تنش و اختلاف و ضرر به جامعه ي اسلامي بود حتي خود مرجع اعلم نيز بايد از حكم ولي فقيه تبعيت نمايد.مراجعي هم كه به ولايت مطلقه قايل هستند بايد از احكام ولايي ولي فقيه تبعيت كنند.
حال چنين فردي را كه هم اعلم باشد و هم جامع الشرايط كه حتي مراجع ديگر هم ملزم به اطاعت باشند چگونه انتخاب كنيم؟
آنگونه كه در قديم هم بوده و من اينگونه اطلاع دارم مراجع تقليد و مجتهدين،خود از بين اعلم هاي موجود فردي را كه بهترين شرايط را داشته باشد انتخاب ميكنند و مردم را در بعضي امورات(؟؟؟)به فرد منتخب رجوع ميدهند.يعني اكثر آنها يك نفر را انتخاب و از او حمايت ميكنند پس اين شخص بهترين شرايط را در عصر حاضرداشته و جوابگوي مردم هست.
حال به جاي بسيار مهم و اصلي ميرسيم يعني ولايت رهبر كنوني جهان اسلام سيد علي خامنه اي![]()
ادامه ي اين مورد بمونه برا بعد ان شاء الله.البته همه چيرو گفتم مونده به چيدن گفته ها كنار هم.سوالاتي هم هست كه مراجع عراق و ديگه ي جاها قبول دارن رهبر رو يا نه كه بمونه برا بعد ان شاء الله.
التماس دعا
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|